خدایا خسته و دلشكسته ام(شهادت چمران) | شهید و شهادت ,


                    

 

 

اینها را به نیت آن ننوشته ام كه كسی بخواند و برمن رحمت آورد, بلكه نوشته‌ام كه قلب آتشینم راتسكین دهم وآتشفشان درونم را آرام كنم...

 

 

«خدایا خسته و دلشكسته ام, مظلوم از ظلم تاریخ ,پژمرده از جهل اجتماع,ناتوان در مقابل طوفان حوادث,ناامید در مقابل افق مبهم و مجهول, تنها,بی كس,فقیر در كویر سوزان زندگی, محبوس در زندان آهنین حیات دل غمزده و دردمندم آرزوی آزادی می‌كند و روح پژمرده‌ام خواهش پرواز دارد تا ازبار هستیبرهد و با خدای خود به وحدت رسد.»

 

 

اینجا, قلب میسوزد, اشك میجوشد,وجود خاكستر میشود و احساس سخن میگوید.

چه زیباست رازونیازهای درویشی دلسوخته وناامید در نیمه شب,...اعتراض خشونت بارمظلومی زیر شمشیرستمگر؛ ....... 

چه خوشست دست از جان شستن و دنیا را سه طلاقه كردن, از همه قید و بنداسارت حیات آزاد شدن,

جایی كه دیگر انسان مصلحتی ندارد تا حقیقت را برای آن فدا كند,دیگر از كسی واهمه نمی كند تا حق را كتمان نماید؛ ....... 

...من آن آزادی را دوست دارم, واز اینكه دردوره های سخت حیات آن راتجربه كرده ام خوشحالم؛.......

خوش دارم كه زمین زیراندازم وآسمان بلند رواندازم باشدوازهمه زندگی و تعلقات آن آزادگردم؛ ....... خدایا!

تو به من پوچی لذات زودگذر را نمودی,ناپایداری روزگار را نشان دادی,لذت مبارزه را چشاندی,وارزش شهادت را آموختی.

...اما ای خدای بزرگ,یك چیز بیش از همه به من ارزانی داشتی كه نمیتوانم شكرش كنم و آن "درد"و"غم" بود.

درد و غم از وجودم اكسیری ساخت كه جز حقیقت چیزی نجوید,جز فداكاری راهی بر نگزیند, و جز "عشق" چیزی از آن تراوش نكند. ....

خدایا خسته و دلشكسته ام, مظلوم از ظلم تاریخ ,پژمرده از جهل اجتماع,ناتوان در مقابل طوفان حوادث,ناامید در مقابل افق مبهم و مجهول, تنها,بی كس,فقیر در كویر سوزان زندگی, محبوس در زندان آهنین حیات...

...خوش دارم آزاداز قیدوبندها,درغروب آفتاب,بربلندی كوهی بنشینم, وفرورفتن خورشید رادردریای وجودمشاهده كنم,

وهمه حیات خودرا به این زیبایی خدایی بسپارم, واین زیبایی سحرانگیز با پنجه های هنرمندش باتاروپودوجودم بازی كند,

قلب سوزانم رابگشاید,آتشفشان درونم را آزاد كند,اشك راكه عصاره حیات منست,آزادانه سرازیرنماید,عقده ها و فشارهایی را كه بر قلب و روحم سنگینی میكنند بگشاید, غم های خفه كننده ای را كه حلقومم را میفشرند, ودردهای كشنده ای راكه قلبم را سوراخ سوراخ میكنند,با قدرت معجزه آسای زیبایی تغییر شكل دهد و غم را به عرفان و درد را به فداكاری مبدل كند,وآنگاه حیاتم رابگیرد,و من دیوانه وار,همه وجودم را تسلیم زیبایی كنم, و روحم بسوی ابدیتی كه ازنورهای زیبایی میگذرد پروازكند و در عالم آرامش و طما’نینه ,ازكهكشانها بگذرم وبرای لقا’ پروردگار به معراج روم, واز دردهستی وغم وجود بیاسایم, وساعتها وساعتها در همان حال باقی بمانم, وازاین سیر ملكوتی لذت ببرم.

خوش دارم كه درنیمه های شب,در سكوت مرموزآسمان و زمین,بمناجات برخیزم, با ستارگان نجواكنم, و قلب خودرابه اسرار ناگفتنی آسمان بگشایم,آرام آرام به عمق كهكشانها صعود نمایم, محو عالم بینهایت شوم, ازمرزهای عالم وجود درگذرم,و دروادی فنا غوطه ور شوم, و جز خدا چیزی را احساس نكنم؛ ....

من اعتقاد دارم كه خدای بزرگ انسان را به اندازه درد و رنجی كه درراه خدا تحمل كرده است, پاداش میدهد.وارزش هر انسانی به اندازه درد و رنجیست كه دراین راه تحمل كرده است.و میبینیم كه مردان خدا بیش ازهركس درزندگی خود گرفتار بلاورنج ودرد شده‌اند...

"علی" بزرگ را بنگرید كه خدای درداست,كه گویی بندبند وجودش با دردورنج جوش خورده است,

"حسین" را نظاره كنید كه دردریایی از شكنجه و درد فرو رفت,كه نظیر آن در عالم دیده نشده است,

و...«زینب» را.....

"درد", دل آدمی را بیدار میكند,روح را صفا میدهد,غرور و خودخواهی را نابود میكند,نخوت و فراموشی را ازبین میبرد,و انسان را متوجه وجود خود میكند,...انسان گاهی خود را فراموش میكند.....))

 

 *بخشی از مناجات شهید چمران:

 

برای مشاهده بخشی از یادداشت‌های شهید دكتر چمران درآمریكا كلیك كنید


نوشته شده توسط یه منتظر عاشق در جمعه 31 خرداد 1387 و ساعت 07:06 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ سالگرد ازدواج من و همسرم+ جشن ازدواج امیرالمومنین و فاطمه زهرا سلام الله+ شالوده شکنی یک تاریخ اسطوره‌ای: آیا یهودیان یک قوم و ملتند؟ + عید بندگی+ عید فطر+ عاشقان هرچه بخواهید بخواهید ، خجالت نکشید + شب آرزوها !+ شب لیله الرغائب+ رجبی دیگر در انتظار موعود+ + فضیلت و اعمال ماه مبارك رجب+ روز مادر+ میلاد زهرای اطهر (س)+ خدایا خسته و دلشكسته ام(شهادت چمران)+

صفحات:

منبع کدهای موزیک وبلاگ